برنارد تاپی، وزیر پیشین فرانسه، «مرد هزار و یک زندگی» که روزی صاحب آدیداس و باشگاه فوتبال المپیک مارسی بود، در پاریس درگذشت



bernard tapie a marseille le 15 novembre 2013 4821040

: منتشر شده در

برنارد تاپی، مرد موفقیت‌های شگرف و گرفتاری‌های قضائی بی پایان که در زندگی با فروشندگی، خوانندگی، هنرپیشگی، کارفرمائی و وزارت، «هزار و یک کار» کرده و «هزار و یک زندگی» داشت و هیچیک از سختی‌های روزگار او را از پا نیانداخته و شور او را نگرفته بود، در برابر بیماری سرطان سر فرودآورد و بامداد یکشنبه در اقامتگاه خود در پاریس درگذشت. برنارد تاپی که شماری ستایشگر بی چون و چرا و به همان اندازه خرده گیر و مخالف سرسخت داشت، هیچکس را نسبت بخود بی تفاوت نگذاشت. او به هنگام مرگ ٧٨ سال داشت.

تبلیغ بازرگانی

هنگامی که در دوم نوامبر ١٩٩٢ فرانسوا میتران، در نیمه راه دومین دورۀ ریاست جمهوری خود، برنارد تاپی را به وزارت امور شهرها منصوب کرد، او در میان مردم فرانسه و در محافل ورزشی از شهرت و محبوبیت بسیار برخوردار بود و از همان هنگام نیز مخالفان بسیاری در دو سوی راهی که می‌پیمود صف کشیده بودند. برنارد تاپی آنهنگام پس از موفقیت‌های چندی در جهان صنعت و تجارت، با خرید باشگاه فوتبال المپیک مارسی در سال ١٩٨۶، راه یافتن به مجلس ملی فرانسه از همین شهر در سال ١٩٨٩ و مهمتر از آن خرید آدیداس در سال ١٩٩٠ و بویژه توان انکارناپذیر او در جلب افکار طبقات میانی جامعۀ فرانسه حسادت‌ها و نگرانی‌هائی بر انگیخته بود.

حسادت‌ها از موفقیت‌ها و بی پروائی‌هائی او می‌آمد و نگرانی‌ها از احتمال گام نهادن او به رقابت‌های سیاسی برای دست یافتن به مقاماتی که در نظر سیاستمردان فرانسه به طبقۀ ویژه‌ای تعلق داشت که یا در مدارس عالی شناخته شده‌ای آموزش دیده، یا در احزاب سیاسی جا افتاده استخوان خرد کرده و یا وابسته به حلقه‌های قدرت سیاسی و اقتصادی بودند.

کودکی و جوانی

برنارد تاپی در خانواده‌ای فقیر در حومۀ پاریس زاده شده بود. پدر او کارگر ساده‌ای بود که برای تامین نیازهای زندگی از بام تا شام کار می‌کرد. مادرش کمک پرستار بود. او همواره در بارۀ کودکی خود می‌گفت در خانواده‌ای مملو از ثروت محبت بزرگ شده است. او از سیزده سالگی همزمان با تحصیل به کار پرداخت تا پول توجیبی خود را تامین کند و هنگامی که کمتر از بیست سال داشت، فروشنده‌ای  بر درب خانۀ آنان زد تا تلویزیون بفروشد. برنارد تاپی به او پیشنهاد کرد که وی را برای فروش تلویزیون با روش تازه‌ای یاری دهد. او نخست تلویزیون‌ها را در خانه‌ها به امانت می‌گذاشت و هنگامی که اعضای خانواده به آن عادت می‌کردند، دیگر خرید قطعی بود.

او هنگامی که ٢٤ سال داشت، خود نخست یک مغازۀ فروش تلویزیون گشود، در سال ١٩٧٩ یک ماه پس از سقوط ژان ـ بُدل بوکاسا، امپراطور افریقای مرکزی که چند کاخ ارزشمند در فرانسه داشت، به دیدن او در ساحل عاج شتافت و به وی گفت که دولت فرانسه قصد مصادرۀ اموال او را دارد و وی حاضر است پیش از اینکه این اقدام صورت گیرد، آنها را خریداری کند. برنارد تاپی این املاک را به تنها درصد ارزش آنها خریداری کرد، هر چند که در پی فاش شدن نادرستی روایت مصادره، دادگاه قرارداد فروش را باطل نمود.

دنیای سرمایه و زمین ورزش

برتارد تاپی که برای ورود به حلقۀ کارفرمایان شتاب داشت و بگفتۀ خود توان خرید صنایع و شرکت‌های جاافتاده را نداشت، به سراغ واحدهائی رفت که به بحران افتاده و چوب حراج به آنها خورده بود. این چنین او به نجات بخش شرکت‌های ورشکسته شهرت یافت و از این راه ثروتی فراهم آورد.

برنارد تاپی در سال ١٩٨۶ باشگاه فوتبال المپیک مارسی را خرید و در سال ١٩٩٣ جام قهرمانی اروپا را نصیب فرانسه کرد.

وی پیش از آن صاحب صنایع ورزشی آدیداس شده بود، به مجلس ملی فرانسه راه یافته بود و بویژه در دولت سوسیالیستی فرانسوا میتران وزارت امور شهرها را بر عهده گرفته بود. ورود او به سیاست هر چند با حمایت رئیس جمهوری وقت فرانسه صورت گرفت، اما با ناخشنودی و بی اعتنائی و تحقیر از سوی بسیاری دیگر اعضای دولت و حزب روبرو شد.

ورود به جهان سیاست

او هنگامی که به تشویق فرانسوا میتران قصد داشت در مارسی نامزد نمایندگی مجلس شود، رهبران محلی حزب نخست مقاومت کردند و سپس تنها حاضر به نامزدی او در حوزه‌ای شدند که پیروزی در آن ناممکن می‌نمود. برنارد تاپی با این حال موفق شد رقیب خویش را شکست دهد و به مجلس راه یابد. رهبران حزب اندکی بعد اذعان کردند که از پیروزی نامزد خود خرسند نبودند.

برنارد تاپی در همۀ این سال‌ها از مخالفان سرسخت راست افراطی در فرانسه بود. هنگامی که در دسامبر ١٩٨٩ شبکۀ اول تلویزیون فرانسه قصد داشت مناظره‌ای میان ژان ماری لوپن، رهبر وقت جبهۀ ملی، حزب راست افراطی فرانسه و سیاستمرد دیگری برگزار کند، هیچیک از آنان حاضر به رویاروئی با او نشدند. تنها برنارد تاپی این مناظره را پذیرفت و بنوشتۀ روزنامه‌های آن دوره، ژان ماری لوپِن را بر جای خود نشاند.

گرفتاری‌های قضائی

تاپی اما گرفتاری‌های قضائی چندی نیز داشت که وی را به زندان کشاند. او در ١۵ مه ١٩٩۵ به اتهام نتیجه سازی و پرداخت پول به بازیکنان تیم «وَلانسییِن» که در برابر المپیک مارسی بازی می کرد، به یک سال زندان محکوم شد. آنچه در این پرونده بیش از همه موجب فروافتادن برنارد تاپی در رسانه‌ها و افکار عمومی شد، پافشاری او در انکار اسناد و شواهد انکارناپذیر و رفتار متکبرانه در برابر دادستان و حتی دادگاه بود.

برنارد تاپی در ماجرای فروش آدیداس نیز کارش به دستگاه قضائی کشید و اگر در ابتدا او شاکی خصوصی این ماجرا بود، هنگامی که با موافقت طرفین روند قضائی متوقف شد و پرونده به یک دادگاه حکمیت واگذار گردید، برنارد تاپی به «اقدامات کلاهبردارانه جمعی» متهم شد که روند آن هنوز در برابر دادگاه تجدید نظر در جریان است، هر چند که پیگیری آن در بارۀ وی اینک با درگذشت او متوقف می‌شود.

بیماری و شور زندگی

بیش از بیست کتاب تا کنون به پست و بلند زندگی برنارد تاپی اختصاص یافته تا «هزار و یک زندگی» او از خوانندگی و هنرپیشگی تئاتر و سینما و مدیر باشگاه ورزشی و کارفرمائی و کارآفرینی و سیاستمردی ترسیم شود و هنوز برگ‌های پرابهام حیات او بیش از پرده‌های شناخته شده می‌نُماید.

برنارد تاپی چهار سال پیش، هنگامی که بیماری سرطان به جان او چنگ انداخت، هرگز از تب و تاب نیفتاد و تا آخر عمر با همان شور و حرارت و دلبستگی همیشگی و با صدای گرفته که نشان پنجۀ سرطان بر حنجرۀ او بود، در رسانه‌ها به دفاع از افکار و گرایش‌ها و رویکردهای مورد نظر خود می‌پرداخت. او چنانکه خود خواسته بود در مارسی به خاک سپرده خواهد شد. با اعلام مرگ او، عکس بزرگ وی در کنار درب ورودی ورزشگاه «ولودروم» مارسی نصب شد و بازیکنان المپیک یکشنبه شب در بازی خود در برابر باشگاه لیل با بازوبند سیاه ظاهر شدند.



Source link

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *